وعدههای توخالی؛ خشم مردم از خلف وعدههای نهادها
سالهاست مردم ما در لحظات سخت، به جای عمل و کمک واقعی، فقط با سیل وعدهها و شعارها روبهرو شدهاند. هر بار حادثهای رخ میدهد ــ از جنگ ویرانگر گرفته تا زلزله و سیل ــ دهها نهاد و سازمان پشت تریبون میآیند و قول میدهند: بازسازی رایگان، توزیع سیمان، کمک مالی فوری، اسکان اضطراری. اما وقتی بحران فروکش میکند، همهچیز به فراموشی سپرده میشود و خانوادههای آسیبدیده میمانند و رنج بیپایانشان.
این رویه دیگر به یک بیماری مزمن تبدیل شده است. شهرداریها وعده اسکان و بازسازی میدهند، بنیاد مسکن از طرحهای حمایتی دم میزند، بنیاد مستضعفان از توزیع رایگان مصالح ساختمانی سخن میگوید، و وزارتخانهها از بستههای کمک فوری حرف میزنند. اما در میدان عمل، یا هیچچیز اتفاق نمیافتد یا آنقدر قطرهچکانی و ناقص اجرا میشود که بیشتر شبیه توهین به مردم است تا کمک واقعی.
مردم از این همه شعار بیپشتوانه و وعده توخالی به ستوه آمدهاند. دیگر اعتماد و صبری باقی نمانده است. وقتی هزاران خانواده در سرمای زمستان در چادر یا خانههای نیمهویران شب را صبح میکنند، شنیدن خبرهای پر زرقوبرق از رسانهها چیزی جز تحقیر نیست.
مشکل اصلی اینجاست که هیچ نهادی بابت وعدههای محققنشده پاسخگو نیست. مسئولان با خیال راحت جلوی دوربین قول میدهند، اما هیچوقت از آنها پرسیده نمیشود: چرا عملی نکردید؟ چرا با زندگی مردم بازی کردید؟ چرا امیدشان را نابود کردید؟
این چرخه باید متوقف شود. مردم به صداقت نیاز دارند، نه به دروغهای تکراری. اگر ارگانی توان کمک ندارد، بهتر است سکوت کند تا لااقل زخم مردم با نمک دروغ و بیعملی بیشتر نسوزد. آنچه امروز جامعه میطلبد، عمل فوری، شفافیت و مسئولیتپذیری است. هیچ چیز کمتر از این پذیرفته نخواهد شد.
وعدههایی که بر زمین ماندهاند؛ نقدی بر عدم تحقق کمکهای بازسازی
در روزهای اخیر، مهدی مسکنی، معاون پیشین وزیر کار با انتقاد صریح از عملکرد نهادهای مسئول در قبال خانوادههای آسیبدیده از جنگ دوازدهروزه، موضوعی مهم را یادآور شد؛ موضوعی که هم به اعتماد عمومی مربوط میشود و هم به سرنوشت مردمانی که خانه و کاشانه خود را از دست دادهاند. او با اشاره به وعدههای مطرحشده از سوی شهرداری، بنیاد مسکن و بهویژه بنیاد مستضعفان مبنی بر ارائه کمکهای مالی و توزیع رایگان سیمان برای بازسازی منازل، پرسید چرا تاکنون این وعدهها در عمل محقق نشدهاند.
جنگ ویرانگر اخیر، هزاران خانواده را بیسرپناه و درگیر شرایطی دشوار کرده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، جامعه انتظار دارد نهادهایی که مسئولیت مستقیم یا غیرمستقیم در حوزه حمایتهای اجتماعی و بازسازی دارند، سریع و قاطع عمل کنند. اما به نظر میرسد آنچه در عرصه واقعیت جریان دارد، فاصله زیادی با شعارها و وعدههای پیشین دارد. عدم تحقق این وعدهها نه تنها بازسازی خانهها را به تعویق انداخته، بلکه باعث شده اعتماد عمومی نسبت به کارآمدی دستگاههای مسئول آسیب ببیند.
بنیاد مستضعفان که یکی از نهادهای بزرگ اقتصادی کشور محسوب میشود و بارها بر توان مالی و امکانات گسترده خود تأکید کرده، در کانون این انتقادات قرار دارد. به گفتهی مسکنی، این بنیاد مدعی توزیع سیمان رایگان برای بازسازی خانهها بوده، اما هنوز نشانی از چنین حمایتی در میان آسیبدیدگان دیده نمیشود. این در حالی است که هر روز تأخیر در عمل به وعدهها، زندگی هزاران خانواده را در شرایطی سختتر فرو میبرد.
نکته مهم این است که بازسازی پس از جنگ یا بلایای طبیعی، صرفاً اقدامی عمرانی نیست؛ بلکه یک فرآیند اجتماعی و انسانی است که با بازگرداندن امنیت روانی و امید به آینده در جامعه گره خورده است. وعدههایی که تحقق پیدا نمیکنند، نه تنها دیوارهای ویرانشده را سرپا نمیکنند، بلکه دیوار بیاعتمادی را نیز میان مردم و نهادهای مسئول بلندتر میسازند.
اکنون پرسش اساسی این است: چرا در شرایطی که دستگاههای مختلف از توانایی و عزم خود برای بازسازی سخن گفتهاند، عمل جدی و ملموس در میدان دیده نمیشود؟ آیا مشکل در کمبود منابع است یا در نبود هماهنگی و اراده اجرایی؟ مردم مناطق آسیبدیده بیش از هر زمان دیگری نیازمند پاسخ روشن و اقدام عملی هستند.
به نظر میرسد تنها راه برونرفت از این بحران اعتماد، شفافسازی و عمل سریع به وعدههاست. نهادهای مسئول باید به جای صدور بیانیههای تکراری و ارائه آمارهای کلی، گزارش دقیق از اقدامات انجامشده و برنامه زمانبندیشده برای ادامه مسیر ارائه کنند. تنها در این صورت است که میتوان امید داشت زخمهای ناشی از جنگ نه تنها بر پیکر شهرها، بلکه بر روح و روان مردمان آن نیز التیام یابد.
No comments:
Post a Comment