در جامعهای که طنین صدای اذان به موازات صدای شانهزنی برای
قیمت یک ساعت «همخوابگی» شنیده میشود.
این وضعیت فقط یک معضل اخلاقی نیست؛ نشانههای یک فروپاشی اجتماعی پنهان است.
زنان تنفروش، فقط یک «مسأله»؛ تعداد قربانیان: قربانی فقر، تبعیض، خشونت، طرد اجتماعی و بیعدالتی.
و فاجعهبارتر آنجاست که نگاه جامعه، نه بر روی آن، تنها بر روی مسائل مختلف است. تنفروشی را تقبیح میکند، اما ساختارهایی که این زنان به این انتخاب ناگزیر میدهند، هرگز به چالش نمیکشند.
اگر نظام اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و اقتصادی ما برای حمایت از زنان نباشد،
اگر نهادهای حمایتی به جای بازتوانی، فقط پاک کردن مسئله را بلد باشند، اگر امنیت روانی، شغلی و جنسی زنان تنها در کلمات باقی بماند،
هیچ دوربینی، حکم قضایی و هیچ خطبهای نمیتواند این مشکل را درمان کند.
زمان آن رسیده است که به جای فرار از واقعیت، با آن یک دفعه:
تنفروشی انتخابی نیست که یک اجبار است.
تغییر فقط با سیاستهای اجتماعی، آموزش جنسی، حمایت اقتصادی و بازسازی فرهنگی ممکن است، نه با انکار، نه با مجازات.
تنفروشی را نه با سرکوب، بلکه با ریشهیابی و درمان پاسخ داد.
No comments:
Post a Comment