آیا قابل قبوله که تو این وضعیت اینجوری حمله کنید به شمال
اول اینکه سفر به شمال برای خیلیها یک جور تخلیه روانیه. در شرایطی که کار و زندگی پر از فشار و استرس شده، همین چند روز استراحت به اندازه یک دارو ارزش داره. آدمها شاید خیلی چیزهای دیگه رو از زندگی حذف کنن، اما این «نفس کشیدن» رو نمیتونن نادیده بگیرن.
دوم، الگوی مصرف ایرانیها هم مهمه. خیلیها حاضرن پول زیادی برای خریدهای روزمره یا سرمایهگذاری ذخیره نکنن، ولی برای تفریح کوتاهمدت خرج کنن. چون آینده مبهمه و پسانداز کردن برای خیلیها بیمعنا شده؛ پس ترجیح میدن "امروز خوش باشیم، فردا خدا بزرگه".
سوم اینکه سفر به شمال، برخلاف سفر خارجی یا حتی خیلی از شهرهای داخلی، همگانی و در دسترستره. با ماشین شخصی یا حتی اتوبوس میشه رفت و هزینه اقامت هم از ویلاهای لاکچری گرفته تا چادر کنار دریا متنوعه. پس تقریباً برای هر سطح درآمدی گزینهای وجود داره.
در نهایت، این پدیده بیشتر از اینکه نشان بده مردم پولدارن، نشون میده که تفریح و سفر به نیاز ضروری تبدیل شده؛ نیازی که مردم حاضرن برایش قسطی برن، وام بگیرن یا از مخارج دیگه بزنن. چون توی این همه فشار اقتصادی، همون چند روز کنار دریا میتونه مثل سوپاپ اطمینان عمل کنه.
ولی واقعیت اینه که ما ایرانیها یک فرمول طلایی داریم: پول برای همهچی نداریم، غیر از شمال!
- قسط عقب میفته؟ باشه، ولی دریا عقب نمیفته.
- یخچال خالیه؟ اشکال نداره، ولی صندوق عقب پره از جوجه و زغال.
- بنزین گرونه؟ مهم نیست، مهم اینه کنار جاده عکس بگیریم بگیم «راهی شمالیم».
اصلاً سفر شمال شده مثل شارژ باتری. با اینکه نصف تعطیلی توی ترافیک میمونیم، ولی باز میریم. چرا؟ چون تنها جاییه که میشه با هر بودجهای خوش گذروند: از ویلاهای میلیاردی تا همون چادر معروف دم دریا که نصف شب باد میزنه میره!
پس وقتی شنیدی کسی میگه «پول نداریم»، باور کن راست میگه. فقط حواسش باشه همین فردا نری وسط ترافیک جاده چالوس دوباره ببینیش! 😉
No comments:
Post a Comment